ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
148
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
مدت فرمانروائى هرمز يازده سال و نه ماه بود . برخى نيز گفتهاند كه دوازده سال پادشاهى كرد . از پادشاهان ايران ، جز او ، كسى را ، نه پيش از آن كور كردند نه بعد از آن . از آنچه دربارهء نيكرفتارىهاى هرمز حكايت كردهاند اين است كه وقتى از ساختن كاخ خود در نزديك دجله روبروى مدائن فراغت يافت مهمانى بزرگى داد و مردم بسيارى را از اطراف دعوت كرد .
--> [ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : بازرگانان همچنان كردند و هرمز خبردار شد و گمان كرد كه آن كار را براستى خسرو پرويز كرده است . از اين رو پرويز را بخواند و گفت : « هنوز من زنده هستم و تو مىخواهى پادشاهى را از دست من بگيرى ؟ . . . پيش بهرام اشخاصى را مىفرستى كه به نام تو سكه بزنند ؟ » پرويز زمين را بوسه داد و گفت : « اى پادشاه ، اين مكر و دستان بهرام است كه مىخواهد پادشاه را دربارهء من بد گمان كند . » ولى هرمز حرف او را باور نكرد . خسرو پرويز از هرمز بترسيد و همان شب بگريخت و به آذربايگان رفت چنان كه كسى او را نشناخت . چون او بگريخت هرمز يقين كرد كه خسرو پرويز گناهكار بوده است . بهرام چوبينه نيز همين كه از فرار خسرو پرويز آگاه شد دانست كه نيرنگ او مؤثر واقع گرديده است . بهرام چوبينه مىترسيد كه خسرو پرويز به جنگ او برخيزد ولى با بقيه ذيل در صفحه بعد